یادش بخیر شعر باز باران
بالاخره در روزهای چهارشنبه و پنج شنبه یازدهم و دوازدهم بهمن ماه ۹۱ همزمان با سالروز ورود امام به ایران و پیروزی انقلاب اسلامی بغز آسمان ترکید و قطرات اشک خود را بر شاخه های درختان شهرستان رودان فرو ریخت و باعث خوشحالی کشاورزان و مردم این دیار از سرزمینمان ایران شد. ومن به یاد این شعر زیبا افتادم و یک بار دیگر آن را زمزمه کردم.
باز باران با ترانه
با گهرهاي فراوان
مي خورد بر بام خانه
يادم آرد روز باران
گردش يك روز دیرین
خوب و شیرین
توي جنگل هاي گيلان
كودكي ده ساله بودم
شاد و خرم
نرم و نازك
چست و چابك
با دو پاي كودكانه
مي دويدم همچو آهو
مي پريدم ازلب جوي
دور مي گشتم ز خانه
مي شنيدم از پرنده
داستان هاي نهاني
از لب باد وزنده
رازهاي زندگاني
بس گوارا بود باران
اوه چه زيبا بود باران
مي شنيدم اندر اين گوهر فشاني
رازهاي جاوداني, پندهاي آسماني
بشنو از من كودك من
پيش چشم مرد فردا
زندگاني خواه تيره خواه روشن
هست زيبا, هست زيبا, هست زيبا
گلچین گیلانی
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 22:18 توسط ابراهیم سیاحی
|
با سلام وعرض ادب خدمت همکاران گروه ادبیات فارسی متوسطه دوره اول شهرستان رودان.