حکایت های پند آموز گرد آورنده : مرادی
زبان
زبان هر روز به اعضاي ديگر مي گويد:« چطوريد؟اوضاع
خوب است؟.» اعضا مي گويند:« خوبيم، اگرتوبگذاري.»
سنگ
ازحضرت عيسي روايت كرده اند كه: عالِم بدكردارهم چون
سنگي است كه بردهانه ي رودخانه افتاده است. نه خود آب
مي خورد ، نه مي گذارد آب به مزارع تشنه برسد.
معلّم
ازاسكندرپرسيدند:«چرابه معلّمت بيشترازپدرت احترام مي گذاري؟»
اسكندر گفت: « به اين علّت كه پدر به من زندگي بخشيد.
يعني مراازآسمان به زمين آوردو معلّم به من ،عزّت وافتخاربخشيد
يعني مرااز زمين به آسمان برد..»
دل وزبان
جمعي از حكمادر محضر حضرت داوودبودند.
حضرت گفت كه گوسفندي رابراي مهمانان
ذبح كنند. يكي ازعالمان به حضرت داوود گفت:
« بهترين اعضاي اين گوسفند را انتخاب كنيد.»
حضرت ،دل وزبان راانتخاب كرد.
همان عالم گفت:« بدترين اعضاراهم انتخاب كنيد.»
حضرت، بازهمان دل وزبان راانتخاب كرد. علّت را
پرسيدند،گفت:«دل وزبان اگرخوب خوب باشنداز
همه ي اعضاخوب ترندواگربدباشندازهمه ي اعضابدترند.
نويسنده: مرادي
با سلام وعرض ادب خدمت همکاران گروه ادبیات فارسی متوسطه دوره اول شهرستان رودان.